نوشتن
نوشته
کد مطلب : 246  |   تعداد بازدیدها: 89   |   تاریخ درج: سه شنبه, مهر 22, 1393

 

عبرت تاریخی


یک بار در هانوور در هتلی بودم که معاون یکی از وزرای زمان احمدی نژاد هم آنجا بود و در برف و سرمای شدید مارس، اصرار داشت که به برلین برود. سعی کردم منصرف کنم اما گفت آمدن به آلمان بدون دیدن برلین مثل خوردن اشگنه بدون پیاز است! یک بی ام دبلیو آمد دنبالش و رفتند. امروز بعد از سالها می بینم که حق با او بوده. از ده صبح تا حالا که یک بامداد است و شام میخورم، در برلین شرقی پیاده روی میکردم و در یک جمله میتوانم بگویم که برلین یک شهر نیست. یک عبرت مجسم تاریخی است. عبرتی که آلمانی ها به اجبار یا از سر تواضع، به آن تن داده اند. کشتار میلیون ها یهودی و لهستانی و روس و … سرانجام به شکست انجامید و خاطره این شکست با احداث دیواری که همشهری ها و حتی اعضای فامیل و خانواده را از هم جدا کرد، جاودانه شد. در چنین شهری، اکنون برای یهودی ها موزه ساخته اند، برای کشته شدگان آنان بنای یادبود ساخته اند، برای سربازان گمنام متفقین بنای یادبود ساخته اند و عکس ویلی برانت در حال زانو زدن در لهستان را در ابعاد دیواری چاپ کرده اند و به او افتخار می کنند، بی هیچ نشانه و یادبودی از سربازانی که خودشان از دست دادند. عبرت تلخ و گزنده ای است و چه ملتی هستند که با تحمل این بار تلخ و سنگین، توانستند در کمتر از پنجاه سال، قوی ترین کشور اروپا و برترین صنعت دنیا و یکی از هشت اقتصاد برتر دنیا را بر روی خرابه های جنگ برپا کنند.

 

بناهای فراوان با نشانه هایی از جنگ

یادبود کشته شدگان جنگ

بنای یادبود سربازان گمنام

موزه ای که به احترام زانو زدن وزیر خارجه در لهستان برپا شده است.

یادبود هولوکاست

دروازه برلین

کلیسای جامع

 

Share نسخه مخصوص چاپ
فرم ارسال نظر

نظرات (0)

 
نام
نام خانوادگی
ایـمیل

ذخیره اطلاعات


 
 
 
ثبت نام فراموشی کلمه عبور؟