نوشتن
نوشته
کد مطلب : 308  |   تعداد نظرات: 0   |   تعداد بازدیدها: 167   |   تاریخ درج: چهارشنبه, ارديبهشت 05, 1397

 

سامانه های بی سامان


این روزها برخی محافل مالی و فنی کشور، روی موضوع "سامانه جامع مالیاتی" و هزینه ها و کارکردها و محدودیت های آن متمرکز شده اند. ارقامی از صدو بیست تا چهارصد میلیارد تومان مطرح میشود چه بسا که بسیار بیشتر از این هزینه شده باشد و البته طبیعی است. طبیعی است از این جهت که ده ها برابر هزینه تولید نرم افزار، باید برای آماده سازی بستر فرهنگی و فکری و فرایندی و فضای کار و روابط سازمانی مصرف شود. نه تنها خرج شدن پولی به مراتب بیشتر از این، بلکه حتی نتیجه نگرفتن یا نتیجه ناقص و حتی غلط هم طبیعی است. عرض میکنم چرا: حکایت سیستم های سازمانی در سطح Enterprise و سطح Government در ایران، حکایت برج سازی است که به جای ساخت برج، ناچار است تا رسیدن به یک لایه خاک سفت قابل اعتماد، ماه ها به عمق زمین فرو برود و درنهایت به گسل برسد: سرمایه و زمانی که از دست رفته، برجی که ساخته نشده و زمینی که اساسا بنای هر گونه عمارتی را بر نمی تابد.

در سالهایی که مناقصه "سامانه جامع مالیاتی" در جریان بود، من مدیر بازاریابی بزرگترین شرکت نرم افزاری کشور بودم و هر چند به اقتضای شغل خود باید برای گرفتن این کار سینه چاک میکردم اما هم ما و هم سایر شرکتهایی که در کار نرم افزارهای سازمانی بودند میدانستند که کار آنچنان ناشدنی است که حتی با هزار میلیارد تومان هم صرف نمیکند. شاید یکی از دلایلی که این پروژه بعد از چهار سال توقف، مجددا به همان فرانسوی ها واگذار شد، همین بود: داخلی ها میدانستند که کاری در این ابعاد، شدنی نیست. نه به لحاظ فنی، بلکه به لحاظ کارفرمایی. عموم سازمانهای بزرگ ایرانی، با یک بی نظمی نهادینه شده و تاریخی اداره میشوند و شفافیت اطلاعاتی لازم برای نظام پذیری را ندارند، حتی اگر اراده لازم برای استقرار سیستم را داشته باشند و پول آن را هم بپردازند.

در فیلم قدیمی "آسمانخراش جهنمی"، فرمانده آتش نشانی به محض ورود به ساختمان، این اطلاعات را درخواست کرد: نقشه سازه، نقشه داخلی تمام طبقات، نقشه کامل تاسیسات به تفکیک برق، آب، گاز و مخابرات، نقشه آسانسورها و ... سرانجام: شغل تمامی ساکنین! مدیر ساختمان به همان سرعت که اطلاعات درخواست میشد، آنها را روی میز میگذاشت. آیا این امر الان در سال 2018 با وجود اینهمه پیشرفت در صنعت ساختمان کشور، برای ما میسر است؟ یقینا نه. پس اگر یک شرکت نرم افزاری خارجی بیاید و وسط سازمان امور مالیاتی کشور خیمه بزند، تکلیفش چیست؟

سازمان امور مالیاتی تقریبا با پنج میلیون نفر از جمعیت فعال کشور بصورت مستمر و با ده ها میلیون نفر دیگر بصورت موردی، ارتباط بسیار پیچیده مالی مبتنی بر عدم صداقت و عدم شفافیت دارد. هر گونه تلاش برای شفاف تر کردن این رابطه، به ایجاد پیچیدگی های بیشتر ختم میشود. تا ده سال پیش در ایران، شغلی به نام "کدفروشی" نداشتیم اما با شفاف شدن نظام مالیاتی و لزوم ثبت دوگانه فاکتورهای فروش (هم توسط خریدار و هم توسط فروشنده) شرکتهای کدفروش ایجاد شدند که کارشان فروش فاکتورهای رسمی ساختگی است. حالا این دوست فرانسوی، به فرض که تمام پیچیدگی های قبلی را تا اینجا حل کرده باشد، با این یکی چه باید بکند؟ یا پدیده دیگری بنام "توافق" را چگونه باید تحلیل و پیاده سازی کند؟ پدیده ای که در اجرای آن، شرکتها مجبور میشوند برای فرار از خطر رد دفاتر، نامه ای مهرو امضا شده و بدون تاریخ مبنی بر پذیرش مالیات تشخیصی و نداشتن هیچگونه اعتراض، به ممیز تحویل دهند تا هر زمان که اراده کرد آن را تاریخ زده و در سیستم ثبت کند. نامه ای که مودی مالیاتی را در مقابل عمل انجام شده قرار میدهد و دست وی را از تمام حقوق قانونی خود کوتاه میکند. فرایندی که به عقل هیچ جن فرانسوی نمیرسد.

این حکایت، منحصر به سازمان امور مالیاتی نیست. با نگاهی گذار به سابقه خریداری و استقرار سامانه های بزرگ نرم افزاری خارجی در بانکها، صنایع خودروسازی، نیروگاه ها، پتروشیمی ها، میتوان دریافت که اغلب آنها (اگر نگوییم تمامی آنان) با شکست روبرو شده اند. شرکت معظم SAP به جز یکی دو مورد، هیچ پروژه موفقی در ایران نداشته است چون استقرار این نوع سامانه ها نیازمند جراحی تمامی اندامهای سازمان است و هیچ سازمانی مایل نیست که درد شدید و هزینه سرسام آور این جراحی را تحمل کند.

رفتار غالب سازمانهای ما این است که با پرهیز از پذیرش درد و هزینه جراحی، سامانه ای را از شرکت نرم افزاری طلب کنند که وضع موجود را مکانیزه کند. مشابه آنچه که در صنعت پرداخت، اتفاق افتاد. صنعت پرداخت ایران اکنون با نرم افزارهایی کاملا بومی اداره میشود. چرا؟ چون از یک سو هیچ شرکت خارجی نتوانست پیچیدگی های داخلی ما را درک و آن را پیاده سازی کند و از سوی دیگر ما نتوانستیم خود را با سیستم های استاندارد آنان تطبیق دهیم. در نتیجه سامانه هایی را توسعه دادیم که با شتاپ و شاپرک ما سازگار باشد. شخصا شاهد دو سال تلاش ناکام شرکت معظم RS2 در حوزه طراحی و اجرای سیستم های پرداخت و بانکداری الکترونیک بودم که سرانجام دست از پا درازتر، ایران را ترک کرد.

با عنایت به اشارات فوق که تنها مشت نمونه خروار است، همین مقدار استقرار سیستم جامع مالیاتی هم معجزه است. ما در کنار اراده ای آهنین و خستگی ناپذیر، به سالها زمان و میلیاردها پول برای یک جنگ تمام عیار با پیچیدگی های نظام مالیاتی، نیاز داریم تا سرانجام روزی کلنگ شرکت فرانسوی به خاک سفت و قابل اعتماد برسد و در محاصره ماموران صادق و توانمند و دلسوزی که از نفوذ لجن به محوطه کارگاه، جلوگیری میکنند، فونداسیون را بنا کند و آرام آرام ساختمان را بسازد. البته اگر بعد از ساخته شدن (به فرض که ساخته شود) با دینامیت خرابش نکنند.   

Share نسخه مخصوص چاپ
فرم ارسال نظر

نظرات (0)

 
نام
نام خانوادگی
ایـمیل

ذخیره اطلاعات


 
 
 
ثبت نام فراموشی کلمه عبور؟